حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

48

تاريخ قم ( فارسي )

گويند كه در ايّام عجم و روزگار ايشان پيش از آمدن عرب بقم به غير از جوى و زيره و قرطم زراعتى ديگر نكرده‌اند و بقم سبزه و اوركار از مثل پياز و سير و كندنا و خيار و خربزه و انواع ترّها زراعت نكرده‌اند بسبب واسطهء كم آبى و ديگر آنك چون از نوروز يك ماه بگذشتى اهل تيمره و انار آب رودخانه قم را باز بستندى و نگذاشتندى كه بدين جانب آيد پس چون عرب بقم نزول كردند و متمكّن شدند و دست يافتند روى بناحيت تيمره و انار نهادند و اهل تيمره و انار را گفتند كه از دو كار با ما يكى بكنيد اوّل آنك با ما عدالت و سويّت كنيد بدين آب كه در رودخانه هاى شما جاريست بعضى شما بر ميبنديد و بعضى به شهر ما روانه ميگردانيد دوّم آنك چون آب را در ايام [ زراعت ] نميگذاريد كه بجانب ما آيد هرز آب زمستانى نيز به شهر و جانب ما روانه مكنيد شما در ايّام زمستان چون از آب مستغنىايد و بدان احتياج نداريد در رودخانه مىاندازيد و قم و ضيعتهاى آن بسبب آن در وقتى از اوقات خراب ميگردد چنانك ما در زيان و خرابى آن با شما شريكيم در نفع و فايدهء آن در ايّام تابستان و بهار و خريف ما را شريك گردانيد اهل تيمره و انار قبول نكردند و از آن امتناع نمودند و در حصار و كوشكها گريختند و محاصره كردند پس چون حال ميان ايشان بدين رسيد عرب دست برآوردند و سدها كه در ميان رودخانه ها نهاده بودند مجموع خراب كردند و آب مجموع را بجانب قم روانه گردانيدند و بقم باغات ساختند و انواع سبزه و اوركار زراعت كردند و كشتزارهاى تيمره و انار بكلَّى خشك گشتند و خراب شدند و همهء اوقات عرب با ايشان كوشش ميكردند و كارزار مىنمودند و مردم ايشان را باسيرى مىگرفتند و بديشان انواع مضرّت و زيان ميرسانيدند و سدها و رودخانهء ايشان ميشكافتند و خراب ميكردند تا اهل تيمره و انار از قوّت و بطش ايشان عاجز شدند و در دفع ايشان هيچ چاره و حيلت نداشتند و مقاومت با ايشان نميتوانستند كرد پس بناچار بر حكم عرب فرود آمدند و گفتند كه ما مطيع و منقاديم و طلب رضاى شما ميكنيم و متابعت سيرت شما مينماييم امّا زمينهاى ما ريگستانست و صبر از آب ندارد و زود خشك مىشود و زمينهاى شما نه ريگستان و نه شورستانست و اگر كمتر آب بدان رسد تفاوتى نكند و زيان ندهد پس امتحان و آزمايش كردند پارهء از گل قم بر گرفتند و پارهء از گل زمين تيمره و انتظار ميكشيدند تا بوقت خشك